پیداغ

گویند در گلستان قدیم ، روزی اُشتری جنب مسجد خفته بود و بر نمی خاست. یک چند پیه ای داغ گشته بر وی نگونسار نمودند، گلستان از آن داغ پیداغ گشت.

اطلاع ثانوی
نویسنده : پیداغ زاده - ساعت ۳:٢٧ ‎ب.ظ روز ۱۳٩٠/٤/۱٥
 

از اطلاع ثانوی، درب این مکان تخته است!

اگر در این چند ماهه ما را یاوه گو یافتیه اید، پوزش میطلبیم و گر نیز ما را شیرین کلام، که بدرود!

لکن در اینجا ذکر چند نکته ضروری مینماید و آن اینکه:

هرگونه سو استفاده از نام ما و یا ذکر دیدگاهی و نقل قول در جایی دیگر به نام ما کاملاً مجاز میباشد.

و نیز هرگونه کپی برداری بدون ذکر منبع و یا دخل و تصرف در نگاشته های ما نیز مجاز است.

چراکه اینگونه کارها از آداب جوانمردان است.

باشد که دوستان جوانمرد به کام خود رسند...

در آخر سخن نیز باید گفت، لطف نموده و از بیان دیدگاه خودداری نمایید چرا که دیگر هیچ نظری تایید نخواهد شد.

ناگفته نماند که برای آن دسته از دوستان جوانمرد و عزیزی که مایل به در دست گرفتن وبلاگ هستند و مروت در خونشان موج میزند، در قسمت " ادامه مطلب " در باب رمز وبلاگ، اندکی راهنمایی نموده ایم .

لکن از آنانی که برای ما و نگاشته هامان ارزشی قائلند و ادعای پهلوانی ندارند، خواهشمندیم که به " ادامه مطلب" نــروند.

" هر آغازی را پایانیست، و پایان ما این بود..."


کار شما بسی نیک و درست است، امید که به کام خود رسید، انشاالله!

راهنمایی:

نام یکی از اغذیه های محلی ( پنج حرفی - - - - -)